تنها داداشم"امیرمحمد"

و بالخره دیدار
سلام به دوستای گلم...

من خیلی وقت پیش از حضور شما اجیای گل خداحافظی کردم

تو این چند وقت اتفاقاتی زیادی پیش اومد که یکیش قبولی تو رشته ی کامپیوتر در دانشگاه کاشان بود

والان هم از سایت دانشگاه واستون مینویسم

برگشتم تا بگم من بالاخره تونستم داداشی و عمویی رو از نزدیک نزدیک و درست حسابی ببینم...

من سال ۸۳ عمو رو واسه جشنواره دیده بودم اما توی یه جمعیت شلوغ و در حال اجرای برنامه...دفعه های بعدیم که عمو وامیر اومده بودن اصفهان هر دفعه به دلیلی نشده بود عموجونو ببینم...

این سری هم کلی ناراحت بودم که موقع جشنواره کاشانم اما از خدا خواستم کاری کنه اگه مصلحت میدونه این دفعه دیگه عمو رو ببینم ...خدا خواست و توی اون چند روز برنامه اصفهان بودم و ۲ یا ۳  باری عمو و داداشیمو دیدم

دفعه ی اولی که میرفتم سمت هتل تمام سی وسه پل و صلوات فرستادم که عمو هتل باشند و توی لابی قلبم تالاپ تولوپ میکرد رسیدم هتل هتل خیلی خلوت بود فقط اقای رویگری میدیدم نشستم رو صندلیا هنوز صلوات میفرستادم یهو بعد از یک ربع توی شیشه ی هتل عمو رو دیدم وای باورم نمیشد دویدم جلو سلام کردم عمو جواب دادان گفتم سمانه ام عمو تشکر کردن و گفتن نامه هایی که دادی و خوندم خیلی ذوق کردم فکر نمیکردم عمو بشناسند عمو گفتن شرمنده باید بریم بالا واسه تمیرین گفتم خواهش میکنم نمیخام مزاحم وقتتون بشم که اقای خلیفه و داداش امیر پشت سرشون اومدن به داداشی هم سلام کردم اما اینقد هول شدم که نتونستم خودم و معرفی کنم و حتی کادومو بدم رفتن سمت اسانسور و رفتن بالا من هنوز تو لابی نشستم و تا نیم ساعت بعد که عمو اینا اومدن که برند واسه سالن ۲۵ ابان چون دیدم عمو خیلی عجله دارند حتی واسه حرفیدن دوباره نرفتم جلو فقط خدافظی کردم و عمو هم دوباره تشکر خدافظی کردن

خیلی ذوق داشتم اما ناراحت بودم چرا با داداش امیر نتونستم حرف بزنم اومدم سمت خونه و توی راه به ابجی عطیه زنگ زدم و کلی باهم ذوق کردیمممممم

شب خونه ی مادربزرگم فهمیدم امین (پسرخاله ی ۱۰ سالم) کلی به مامانش اصرار کرده که ببرتش جشن عمو که من به خاله ام گفتم بیاین فردا بریم هتلامین که کلی ذوق زده شده بود

منم اون شب از خوشحالی خوابم نمیبرد تا صبح که حول وحوش ساعت ۱۱ رفتیم هتل هنوزم زیاد هتل شلوغ نبود اما یه نیم ساعتی صبر کردیم که دوباره امیر و عمو اومدن این سری دویدم جلو و خودمو به امیر معرفی کردم داداشی یه لبخندی زد که تا عمر دارم یادم نمیره... عمو هم دوباره حسابی دیدم خیلی روز خوبی بود اون روز که ۵ شنبه بود بیشتر از ۴ شنبه تونستم باهاشون حرف بزنم...عمو اینا رفتن بالا و ما بازم توی لابی هتل بودیم

ساعت ۲ عمو اینا اومدن پاییین واسه ی ناهار که ما بیرون منتظرشون موندیم بعد از ناهار اینقد عمو سرشون شلوغ بود که من اصلا  به خودم اجازه ندادم مزاحمشون بشم همه ی بچه ها عمو عمو میکردن و عمو هم کلی عجله دااشتن

دم رفتنشون به سالن ۲۵ ابان تونستم از عمو و داداشی جونم خدافظی کنم...و بعد هم تاکسی گرفتیم به سمت ۲۵ ابان ...

اونجا هم کلی خوش گذشت و مثل سال ۸۳ همه ی شعرارو با عمو بلند بلند میخوندم

بهترین روز زندگیم بود کاش تموم نمیشد

خدا جونم شکرت کمک کردی عمو و داداشیمو  ببینم

 جای همه ی ابجیام خالی بود

بعدا نوشت:

هیچ عکسی نمیتونم بزارم اخه عکسا پیش خاله امه ببخشید گزارش دیدار بدون عکس

بعدا نوشت۲:

عمو من شنبه تا ۴ شنبه خوابگام اخر هفته ها خونم چه خوب که شما هم هستید چهارشنبه تا جمعه

بعدا نوشت۳:

هر چهارشنبه ترمینال کاوه باید پیاده بشم نزدیک سالن ۲۵ ابان تقریبا هر سری بغض میکنم

بای تا بعد

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۱ساعت 10:18 توسط ابجی داداش امیر

برای آجی سمانم

ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 15:4 توسط ابجی داداش امیر

          درباره وبلاگ

سرزمین حقیقی ما قلب کسانیست که دوستشان داریم حتی از دور ترین فاصله ها
سلام من برای امیر محمد این وبلاگ رو طراحی کردم كه اميدوارم خوشتون بياد
بیوگرافی امیرمحمد:
نام:امیرمحمد
نام خانوادگی:متقیان
تاریخ تولد:13/9/74

           منوی اصلی
          پیوندهای روزانه

وبلاگ رسمی امیرمحمد متقیان
ارشام طالبی
ارشیا طالبی
وبلاگ رسمی و شخصی آرمیتا مرادی
وبلاگ متین عزیزپور
وبلاگ حامد کیازال
وبلاگ رسمی پریا مرادیان
وبلگ رسمی عمو جون

          پیوندهای وبلاگ

امیر محمد همکار کوچولوی عمو(اجی فاطمه ی عزیزم)
مهربونیای عمو(نفیسه)
هواداران اميرمحمد متقيان
فوق برنامه
گلچین
فاطیما
امیر محمد داداش کوچولو
مهشید &جمشید
وبلاگ رسمی عمو پورنگ
نیکی کوچولو نصیریان
وبلاگ پانیذ برای متین
کیمیای محبت
وبلاگ حامد کیازال (فربد مسافران)
محمد مهدی (نی نی کوچولو)
بوستان دوستان پورنگ(مهدي فتحي)
بوستان دوستان پورنگ(نفيسه و فاطمه)
وبلاگ گروهي واسه داداش امير
شهر مجازي كودك ونوجوان
مير تك ستاره اي در دل تلويزيون
وستان عسلي رومينا
زاله جونم - واسه ي عمو پورنگ
باغ آرزو(ياس د )
جريده ي امير
(مهديه فرناز مبينا)
الهه جوون
نجوم علم ديروز امروز فردا(مرضيه جوون)
اميرمحمد بهترين مجري دنيا
اميرمحمد سلطان قلبها

            خاطرات وبلاگ
نگاهي به گذشته:
هفته چهارم مهر ۱۳۹۱
هفته چهارم مرداد ۱۳۹۱
هفته سوم مرداد ۱۳۹۱
هفته دوم آذر ۱۳۹۰
هفته چهارم مهر ۱۳۹۰
هفته چهارم اسفند ۱۳۸۹
هفته چهارم بهمن ۱۳۸۹
هفته سوم آذر ۱۳۸۹
هفته دوم آذر ۱۳۸۹
هفته سوم آبان ۱۳۸۹
هفته دوم آبان ۱۳۸۹
هفته چهارم شهریور ۱۳۸۹
هفته دوم شهریور ۱۳۸۹
هفته چهارم مرداد ۱۳۸۹
هفته دوم مرداد ۱۳۸۹
هفته سوم تیر ۱۳۸۹
هفته سوم خرداد ۱۳۸۹
هفته سوم اردیبهشت ۱۳۸۹
هفته دوم فروردین ۱۳۸۹
هفته اوّل فروردین ۱۳۸۹
هفته چهارم اسفند ۱۳۸۸
هفته اوّل اسفند ۱۳۸۸
هفته چهارم آذر ۱۳۸۸
هفته سوم آذر ۱۳۸۸
هفته چهارم آبان ۱۳۸۸
هفته سوم آبان ۱۳۸۸
هفته دوم آبان ۱۳۸۸
هفته اوّل آبان ۱۳۸۸

موضوعات وب:
طرفدارن بازيگر كوچولوها يعني متين و امير محمد

            امکانات وبلاگ
            جستجو در وبلاگ
            آمار
            طراح قالب

طراح قالب

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM